Showing posts with label فحش. Show all posts
Showing posts with label فحش. Show all posts

Monday, March 30, 2020

روزگار غریبیست نازنین. غم مخور.

بهم گفت اینجوری حساب کن که اگه یه خانواده دوتا ماشین داشته باشن، و یکیش تویوتا کمری باشه و یکی دیگه اش فِراری، و اگه این خانواده به مشکل مالی بخورن، ماشینی که اول میدن میره، فِراری ئه.
حالا تو اون فِراریه ای!

آره دیگه. اینجوری.

Friday, April 11, 2014

خون آشام. بی قوه ادراک.

از تبخال بدم میاد. لحظه های ناجور زندگیم رو علامت گذاری میکنه انگار. و برای من عاشق عکاسی و ثبت کردن لحظه‌هام، این لحظه های لعنتی که کم هم نیستن، موندگاری رو داره تو زندگیم...

از تبخال بدم میاد. از اینکه ناجور بودن زندگی رو مثل یه میخ حک میکنه رو صورتم، بدم میاد. لحظه های ناجور زندگیم برای منن. برای تیکه گوشتهای داخل قفسه سینه ام. برای درون. نه بیرون. از اینکه تبخال، ناجورهای زندگیم رو مثل یه فحش پرت میکنه تو صورتم و به طبعش تو چشم هرکسی که گذارش بهم میفته، بدم میاد.

از تبخال بدم میاد. و بدتر از اون... بدتر از اون وقتیه که به بالش و پتو پناه میبرم، صورتم بی هوا کشیده میشه به بالش و... تمام. مزۀ خونیِ لحظه های ناجور زندگی تمام دهنم رو پر میکنه.