Saturday, April 5, 2014

اتاق سبز قورباغه‌ای

آشفته‌ام. نمیدونم از چی و کی. حدسهایی میزنم، اما واقعاً نمیدونم از چی و از کی...
درمانم آرزوست. آرامشم آرزوست.



میخوام از خیلی چیزها بگذرم. نمیشه انگار. لعنت که نمیشه.
یک اتاق آبی میخوام. برقصم و آواز بخونم و... همین.

دیرترنوشت: چند هفته‌ای هست که بیصبرانه منتظر یک ایمیلم. هرروز با وسواس ایمیلم رو چک میکنم و خبری نیست.
...
حتی نمیدونم چه ایمیلی!
دیرترنوشت دو: شاید فقط میخوام مطمئن باشم که ایمیلی وجود داره که توی اون میتونم "مخاطب خاص" باشم.
نمیدونم.
دیرترنوشت قول-میدم-آخر: خشونت علیه زنان یعنی من نمیخوام کار کنم اصلاً! ولی مجبورم! بله!
دیرترنوشت پررو: من کی پای قولم سفت و سخت وایسادم آخه؟ هان؟
نمیشه که بشه.... لااقل سخت میشه که بشه....

No comments:

Post a Comment